عبد الحسين نوايى
262
دولتهاى ايران از آغاز مشروطيت تا اولتيماتم ( فارسى )
شروع به برداشت صورت اثاثه و مبل و اموال پارك كردند و با كمال ملايمت با افراد خانواده كه اعتراض و بىقرارى مىنمودند رفتار نمودند . چند ساعت بعد دو نفر صاحبمنصب روسى با لباس رسمى و مسلح به همراهى ايوب خان سرهنگ قزاقخانه به در باغ آمدند ولى ژاندارمها آنها را راه ندادند و تهديد ايشان را نشنيده گرفتند آنها هم راه خود را گرفتند و رفتند . وزيرمختار و ژنرال كنسول با هم مخالفند ! پيش گفتيم كه قسمت ديگر از املاك شعاع السلطنه در قريهء دولتآباد و منصور آباد بود و باز هم گفتيم كه وزيرمختار روس راجع به دولتآباد چه گفته بود ، با اين حال بايد گفت كه حتى تلفن وزيرمختار هم كارى صورت نداد و در دولتآباد به منصور آباد هم صاحبمنصبان روسى از طرف ژنرال كنسولگرى روسيه با خشونت هرچه تمامتر رفتار كردند . آنچه بايد در اينجا تذكار داد اينست كه وزيرمختار روس پاگليوسكى كزيل با تمام سختى و خشونت و روش تزارى ديپلماتيكى خود باز در مقابل پاخيتانوف فرشتهء بىگناهى بود و نسبت به كارهاى ژنرال كونسول هيچگونه موافقت نداشت و وى را همان روز اول دخالت در موضوع اموال شعاع السلطنه توبيخ كرد ، ولى پاخيتانوف سرخود همچنان به كار خويش مشغول بود و گزارشهاى سياسى خود را مستقيم مىفرستاد و با اينكه دادن گزارش سياسى به وزارت خارجهء روسيه كار وزيرمختار بود ولى چون روح دربار و كابينه سنپطرزبورك با اينگونه گزارشهاى سرتاپا دروغ و استعمارى تمايل بيشترى داشت ، هررطب و يابسى كه پاخيتانوف اين مىنوشت ايشان مىپذيرفتند و گزارش دروغ و خلاف قاعدهء او را بر گزارشهاى سياسى وزير مختار ترجيح ميدادند . پاخيتانوف اينقدر به واسطهء خشونت و حركات مفتضحانهء خود منفور بود كه حتى هيئت سياسى خارجى ( كور ديپلماتيك ) هم به او بىاعتنائى مىكردند به حدى كه سر جارج باركلى از پذيرائى دوستانهء او هم خوددارى مىكرد